السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1294
تعليقات نقض ( فارسى )
ديگر است در كتب ايشان بسيار ، و براى مثال و تنبيه نقل اين مقدار كافى است . و جواب امّا اوّلا كه آنچه نسبت دادند باماميّه در اعتقاد داشتن ايشان كه آن جناب از اوّل غيبت تا حال ، و از حال تا زمان ظهور در سرداب بوده و خواهد بود مجرّد كذب و بهتان وافتر است با همهء كثرت فرق و تشتّت آراء و مداخلهء جهله در علوم تاكنون در كتابى ديده و شنيده نشده ، و در نظم و نثرى ذكر نشده ، بلكه در جائى جاهلى چنين احتمال نداده كه آن جناب از اوّل تا آخر در سرداب خواهند بود بلكه در احاديث و اخبار و حكايات ايشان در هر كتابى كه در آن ذكر امامت مىشود مبيّن و مشروح است كه در ايّام غيبت صغرى وكلا و نوّاب مخصوص داشت كه اموال در نزد ايشان جمع ميشد و حسب دستور العمل آن جناب صرف ميكرد و به آنها امر و نهى مىفرمود و توقيع مىفرستاد ، و در اماكن مخصوصه آنها و غير آنها خدمت آن جناب ميرسيدند ، و در غيبت كبرى محلّ استقرار آن جناب بر همه كس مخفى است و لكن در موسم حجّ حاضر ، و در شدّتها و تنگيها از مواليان خود دستگيرى مىكند چنانچه شمّهاى از آن ذكر شد . و چگونه ميگويند آن جناب در سرداب است و در هر عيد و جمعه در دعاى ندبهء معروفه ميخوانند كه : كاش من ميدانستم كه تو در كجا مستقرّ شدى آيا در رضوى يا ذى طوى يا غير آنها ؟ و رضوى كوهى است در مدينه ، و ذى طوى موضعى است قريب مكّه . و در خطب خود در ذكر القاب آن جناب ميخوانند كه : الغائب عن الأبصار و الحاضر فى الأمصار الذي يظهر فى بيت اللّه ذي الأستار ، و يطهّر الارض من لوث الكفّار . و در غيبت شيخ نعمانى مروى است از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود : مىباشد از براى صاحب اين امر غيبتى در بعضى از اين درّهها ، و اشاره فرمود بدست خود بسوى ناحيهء ذى طوى ؛ ( تا آخر ) . و نيز روايت كرده از آن جناب كه : فرمود بدرستى كه از براى صاحب اين هر آينه شباهتى است بيوسف ( تا آنكه فرمود ) پس چه انكار ميكنند اين امّت كه خداوند بكند بحجّت خود آنچه را كه بيوسف كرده ، و اينكه صاحب مظلوم شما